تبلیغات
معمار کوچک ایپک ایران صنعتی - مفهوم ارگانیک _ فرانک لوئید رایت_مفهوم رمانتیک

ساموئل تیلور کولریج ( ۱۸۳۴-۱۷۷۲ ) ، شاعر ، ادیب و فیلسوف انگلیسی ، معتقد بود که فرم ارگانیک همان گونه که از درون رشد می کند ، شکل می گیرد .فردریش ویلهم شیلینگ ۱۸۵۴-۱۷۷۵ ) ، که یکی از بنیانگذاران مهم فلسفه رمانتیک محسوب می شود معتقد بود که طبیعت جزیی از خود انسان است و بین انسان و طبیعت جدایی نیست .

مفهوم رمانتیک

انسان ها به خصوص انسان های اولیه، خردمندانه با طبیعت زندگی کرده اند که حاصل عشق و تمایل او به ارتباط همزیستانه آثار هنری، ادبی و معماری بوده است. این عشق باعث ایجاد جنبش های هنری و گرایش های رمانتیک در هنر و معماری شد.هنرمندان رمانتیک تفکرات و احساساتی فراتر از زمان و مکان خود داشتند و علت اصلی مخالفت با رمانتی سیسم همین مسأله است که فرآیندها و راه حل ها پاسخگوی نیاز مردم آن عصر نمی باشد و ذهن مردم متوجه گذشته ای می شود که بهتر بود. خلاقیت بشری که اساساً به امور اسطوره ای وابسته است باید به نوعی رمانتیک دانست. و هر کسی را که معتقد باشد معماری علاوه بر تمام امور باید احساسات انسان را نیز ارضا کند باید رمانتیک دانست.

ارگانیک در باغ ژاپنی

clip_image002

clip_image004

مفهوم ارگانیک

فلسفه ی طراحی معمارانه مربوط به اوایل قرن بیستم که بیان می دارد یک بنا باید ساختار و پلانی داشته باشد که نیازهای کارکردی آن با محیط طبیعی اش همساز باشد و فرم یک وضوح عقلانی و کلیتی یکپارچه به خود بگیرد. شکل ها یا فرم ها درچنین حالتی اغلب خطوط طراحی نامنظمی هستند و به نظر می رسد به فرم های موجود در طبیعت شبیه می باشند(معماری انداموار یا اندامین معادل فارسی آن می باشد).

معماری ارگانیک ترکیب ساختمان با طبیعت و نه تحمیل ساختمان بر طبیعت است.مشخصه ی مربوط به اشکال و فرم های دارای خطوط کناره ی نمای نامنظم، که به نظر می رسد به خطوط کناره ی نمای گیاهان یاحیوانات زنده شباهت دارند باشد. مفهوم سبک “‌ ارگانیک ” نیز همانند بسیاری از دیگر مفاهیم به کار گرفته شده در معماری ، از رشته های دیگر وام گرفته شده،وزمانی که برای معماری و ساختمان به کار می رود، تعیین حدود آن مشکل است . این مفهوم ، روابط هماهنگ بین کل و جزء را در خود جای می دهد.اما همچنین با فرایندهایی طبیعی همچون تولد و رشد و مرگ ارتباط دارد . معماری ارگانیک کم وبیش همان اجتماع ارگانیک است و همان طورکه یک اجتماع ارگانیک بایداز قبول آنچه که از خارج به زندگی تحمیل می شود وبا طبیعت وخصوصیات نوع انسان مغایراست، سرباز زند،یک معماری ارگانیک هم نمی تواند مقهوروتسلیم قوانین زیبایی شناسی یا ذوق ساده یک فرد باشد.معماری ارگانیک باید بهر انسان آنچنان مکان مناسبی برای کار و زندگی تقدیم کند که او بتواند از بودن در آن خود را خوشحال و مفید احساس کند.


سیر مفهوم ارگانیک

شاید قوی ترین ساخت و ساز ها و قدیمی ترین آنها را معماری انسان های اولیه در غار ها بتوان گفت. یونانیان قدیم نیز به طبیعت به دیده احترام مینگریستند. که معبد دلفی بهترین مصداق طراحی شهری یونان باستان باتدبیری مشهور به ”استقرارآتنی“ ساختمان نوع نظام سازه ای و ساختمانی مصنوع بشر که خود را با قواعد طبیعت مبتنی بر بهترین استفاده از توپوگرافی ،خطوط میزان و رد پای حیوانات هماهنگ می سازد .

لئوناردوداوینچی به طبیعت اعتقاد داشت او با کلامی دانته وار نوشته است ” نقاشی فرزند زاده طبیعت است ” و با اشراف به دیرینگی ازلی طبیعت، تا به آنجا پیش رفت که معتقد بود " نقاشی پایدار می ماند زیرا مستقیما از طبیعت سرچشمه می گیرد ،در حالی که موسیقی بلافاصله پس از اجرا می میرد " . این باور ، احترام تعصب آمیز و سر سپردگی وی را به طبیعت نشان می دهد . به نظر او هنر باید با طبیعت سازگار باشد . تصویر کلی او از خلاقیت گونه ای "نو اوری ضمن حفظ وفاداری" به طبیعت بوده است. به اعتقاد میکل آنژ فرمی که هنر مند به مصالح می بخشد نه تنها ذهن هنرمند ،بلکه از پیش در خود مصالح وجود دارد . بنابر این هنرمند همواره در کشاکش متافیزیکی با فرم و اسرار طبیعت است و این فرایندی است مکاشفه آمیز که از طریق آن هنر مند توده فرمی را که از قبل در ذهن خود و نیز در مصالح نهفته است ،کشف می کند. شاید این همان موضوعی باشد که فرانک لوید رایت همواره در بحث مصالح به آن اشاره می کند.باآنکه رایت به طبیعت عشق می ورزد ،شاید هیچگاه نتوانست مانند میکل آنژ به سرشت خارق العاده مصالح دست یابد. رایت و بسیاری از معماران که در طلب یاد گیری از طبیعت هستند بسیاری از اسرار طبیعت ، جنبه های مختلف آمیختن طبیعت با سایت ،استقرار ساختمان روی آن ، جهت یابی آن، آثار جنبی حرارتی و اقلیمی و گاه حتی جنبه های مختلف فرمی طرز تشکیل ساختمانی طبیعت را فرا گرفته اند.

معماری ارگانیک در آمریکا در قرن ۱۹ توسط فرانک فرنس و لوئیس سالیوان شکل گرفت.اوج شکوفایی این نظریه را در نیمه اول قرن ۲۰ در نوشتار ها و طرح های فرانک لویدرایتمشاهده کرد.به اعتقاد فرنس « بر اساس نظریه ارگانیک ، همه فرمهای طبیعی پویا ( دینامیک ) هستند نیروها و فشارهایی که در ساختار یک حیوان دخیل هستند ، کشش ماهیچه ها و مفاصل هنگامی که موجود حرکت می کند ، طرح رشد و گسترش که در فرم گیاهان و صدفها دیده می شود . تصویری از یک شکل زنده است».

فرم و عملکرد

فرم بر اثر بر همکنش با طبیعت است که شکل می گیرد یک موجود زنده برای بقا به قابلیت هایش برای پاسخگویی به محیط وابسته است . چگونگی روابط تضمین کننده بقا عامل مؤثر در ایجاد فرم و تکامل آن است .

طبیعت در معماری

در دنیای ما هر ایده جدید ریشه در کشف تعدادی از زوایای پنهان طبیعت دارد که به گونه ای شگفت آور از طریق مشاهده و باز تابهای طبیعی آشکار می شوند .

۱- استفاده بهینه از مصالح

۲- بیشینه سازی توان سازه ای

۳- بیشینه سازی حجم فضای محصور

۴- ایجاد بالاترین نسبت استحکام به وزن سازه

۵- استفاده از تنش و کرنش به عنوان مبنای کارایی سازه ای

۶- ایجاد محیط های کارا از لحاظ انرژی ، به خوبی عایق شده و راحت ، بدون نیاز به استفاده از انرژی خارجی.

۷- ایجاد فرمهایی برای بهبود سیر کولاسیون هوا

۸- استفاده از مصالح موجود در محل برای ساخت

۹- استفاده از فرمهای منحنی شکل برای پراکنده سازی نیروهای وارده چند جهتی

۱۰- افزایش کارایی ایرودینامیکی توسط فرمهای سازه

۱۱- عدم تولید مواد سمی و مضر برای محیط

۱۲- طراحی سازه هایی که به تنهایی توسط یک ارگانیزم قابل ساخت باشند

فرانک لوید رایت (۱۸۶۹_۱۹۵۶)اسطوره معماری ارگانیک

وی مفاهیم را در جهت تصریح روابط میان طبیعت و معماری گسترش داد و به وضع دستورالعمل هایی در خصوصی چگونگی ساخت فضاهای داخلی و خارجی بنا و استفاده از مصالح ساختمانی سازگار با طبیعت پیرامون پرداخت.

clip_image005

clip_image007

فرانک لوید رایت به تحقیق یکی از مهمترین وخلاق ترین معماران ونظریه پردازان قرن بیستم می باشد . این معمار در طی ۹۰ سال عمر پر بار خود (۱۹۵۹-۱۸۶۹) بیش از ۶۰ سال فعالیت مستمر معماری داشته وحدود ۵۶۰ تا ساختمان اجرا نموده است.خانه اولیه رایت به نام خانه های دشتهای مسطح معروف بودند، زیرا این خانه ها که غالبا در حومه شهر شیکاگو ساخته شده بودند، در تلفیق وهماهنگی با دشتهای مسطح و سرسبز این نواحی طراحی شده بودند.

از مشخصه های بارز این ساختمانها می توان به پنجره های سرتاسری، کنسول نمودن بام ونمایش افقی آن به موازات سطح زمین مسطح ونشان دادن مصالح در ساختمان اشاره کرد. از جمله شاخص ترین نمونه های این ساختمانها از خانه روبی در حومه شیکاگو نام برد.

تاثیر رایت در معماری مدرن چندان است که نمی توان معماری او را در یک بخش مورد مطالعه قرار داد. یکی از ویژگیها واحتمالاً مهمترین آنها کیفیتی است که رایت آن را معماری ارگانیک می نامید. مراد رایت از معماری ارگانیک چه بود؟ به اعتقاد گیدیون که قدر آثار رایت را نیک می دانست، این معمار توفیق نیافت با زبان و کلمات به توصیف و توضیح این اصطلاح ساخته و پرداخته خویش موفق شود. پاره ای از اروپائیان نیز تعبیری خاص از معماری ارگانیک دارند که احتمالاً منبع آن همان اندیشه ها و گفتارهای رایت است، ولی آن را بیشتر به معماری عملکردی یا معماری توجیهی تعبیر کردند. اما اگر رایت در تعریف ارگانیک به زبان کلمات توفیق نیافت، تعریف و تعبیر وی از این واژه، یا دقیقتر بگوییم از این کیفیت، در زبان معماری کاملاً موفقیت آمیز و به راستی ستودنی است. این کیفیت در پاره ای از آثار رایت بیشتر متجلی می شود و درخانه آبشار به اوج اعتلا می رسد آن نوع معماری را به عرصه وجـود می آورد که چـون عوامـل طـبیعی مانند سنگ و درخت و گیاه و گـل از درون طبیعـت می شکفد و اصالت و قوت آن نیز در همین از درون شکفتگی و طبیعی بودن آن است. از این رو، در این نوع معماری هیچ تصنعی وجود ندارد و معماری همان است که باید باشد. این تعریف البته این کیفیت را به تعبیر اروپایی آن که در سطور بالا به آن اشاره کردیم نزدیک می کند، زیرا عدم تصنع، در این متن معنایش می تواند این باشد که هیچ فرمی بدون توجیح و دلیل پدید نیامده است و همان گونه که مظاهر طبیعت توجیح پذیرند، برای هر فرم از این نوع معماری، توضیحی می توان فرض کرد.

در اوایل قرن بیستم که به تدریج ایده های رایت در ساختمان هایش شکل می گرفت، دراروپاوامریکا تکنولوژی به سرعت در حال گسترش وپیشرفت بود .این پیشرفت در زمینه های معماری، از نظر تیوری واجرایی بسیار مشهود وبارز بود.اگر چه رایت با تکنولوژی مدرن مخالفتی نداشت،ولی وی آن را به عنوان غایت وهدف تلقی نمی نمود. به اعتقاد رایت ، تکنولوژی وسیله ای است برای رسیدن به یک معماری والاتر که از نظر وی همانا معماری ارگانیک بود. او در ۲۰ می ۱۹۵۳ در تلیسین معماری ارگانیک را با عبارت ذیل تعریف کرد:

۱-طبیعت:فقط شامل محیط خارج مانند ابرها،درختان نیز می باشد.

۲-ارگانیک:به معنای همگونی وتلفیق اجزا نسبت به کل وکل نسبت به اجزا میباشد.

۳- شکل تابع عملکرد: عملکرد صرف صحیح نمی باشد بلکه تلفیق فرم وعملکرد واستفاده از ابداع وقدرت تفکر انسان دررابطه باعملکرد ضروری است. فرم و عملکرد یکی هستند.

۴- لطافت: تفکر وتخیل انسان باید مصالح وسازه سخت ساختمان را به صورت فرمهای دلپذیر و انسانی شکل دهد.همانگونه که پوشش درخت وگلهای بوته ها شاخه های آنها را تکمیل میکند.مکانیک ساختمان باید

در اختیار انسان باشد ونه باالعکس .

۵- سنت: تبعیت ونه تقلید از سنت اساس معماری ارگانیک است.

۶- تزئینات : بخشی جدایی ناپذیر از معماری است.رابطه تزییات به معماری همانند گلها به شاخه های بوته می باشد.

۷- روح:روح چیزی نیست که به ساختمان القا شود بلکه باید دردرون آن باشد وازداخل به خارج گسترش یاید.

۸-بعد سوم:بر خلاف اعتقاد عمومی ،بعد سوم عرض نیست ، بلکه ضخامت وعمق است.

۹-فضا:عنصری است که دائما باید در حال گسترش باشد.فضا یک شالوده نهانی است که تمام ریتمهای ساختمان باید از آن منبعث شوند و در آن جریان داشته باشند.

رایت خود اصطلاح « معماری ارگانیک » را با واژه های دیگری نظیر پویا ، حیاتی ، جوهری و همه جانبه تعریف کرده و با این مترادف سازی ها منظورخود رااز واژه «ارگانیک» که معادل فارسی آن «اندام واره ای » است مشخص می سازد .

برخی از عناصر فرم و فضای معماری معرف طبیعت گرایی رایت :

۱٫ تبعیت فرم و فضای معماری ازویژگی های توپوگرافیکی زمین .

۲٫ استفاده از مصالح و مواد طبیعی به صورت ابتدایی و خام.

۳٫ رها شدن در طبیعت .

clip_image008

مروری برکارهای رایت:

هنرمند خلاق به صورت ذاتی ورسمی رهبر هر جامعه ای است .مفسر طبیعی وبومی قالب بصری در هر نظم اجتماعی است که زندگی درآن یا تحت آن نظم اجتماعی را برمی گزینیم..

فرانک لویدرایت۱۹۳۵

خانه وینسلو

این خانه در ریور فارست،ایلینوس ۱۸۹۳که ایده های بزرگ او در معماری خانگی ازاین خانه سرچشمه می گیرد.

clip_image010

خانه ویلیس ،هایلند پارک ،ایلینوس،۱۹۰۲- با یک المان مرکزی که از بقیه خانه بزرگتر که در ((پریری)) بیشتر اوقات این المان فضای نشیمن دو طبقه بود.

clip_image012

خانه مارتین در بوفالو،نیورک،۱۹۰۴- صفحات پوششی وسیع،کم ا رتفاع وادامه یافته با پنجره های نواری وترا سهایی که به طرف طبیعت سوق میدهند.

clip_image014

ساختمان لارکین در بوفالو؛ نیویورک ۱۹۰۴٫مجموعه ای مونومنتال که نظیر آن قیلا“ دیده نشد بود.احتمالا“ کمی مد یون روحیه صنعتی آمریکایی در مورد سیلوها می باشد.

clip_image016

معبد اونیتاریودر اوک پارک ایلینیویس،۱۹۰۶،ساختمانی عظیم وبا قدرت ا ز بتن.

clip_image018

خانه هیل د کارو اوک پارک . خانه شخصی رایت.

clip_image021

خانه رابی،شیکاگو ۱۹۰۹- یکی از مشهورترین خانه های رایت است که به طور کامل المان های(( پریری)) را نمایان می سازد.این خانه ها اولین مدل از حالت گرایی دراماتیک وسه بعدی بودندکه ((وایت من))با آواز در مورد این خانه هامی گفت: ((نفس های عمیقی از فضا می کشم….زمین در راست وچپ من جریان دارد…چه جاده بزرگی تومرا بهتر از خودم درک می کنی….)) واین بودموضوع امریکا که برای اولین بارتوسط صفحات وحرکت های افقی رایت فرم معماری پیدا نمود ودر دهه اول قرن دراطراف شیکاگو ساخته شدند.

clip_image024

clip_image027

ساختمان اداری اس.سی.جانسون برادران.ویسکانسین۳۹-۱۹۳۶ .

تمام بد نه ها منحنی شکل هستند چونکه پلان مدول دایره دارد. پنجرها ی نواری وسقف ساختمان از شیشه هستند. ستونها از بتن بوده وبفرم چتر میباشند.برج آزمایشگاه درسال ۱۹۵۰ تکمیل شد.

clip_image029

تالیزین وست ؛فینیکس ؛آریزونا ۳۹-۱۹۳۸ .خرپاهای چوبی بزرگ فضای سالن را می پوشاند. وسقف چادری را نگه می دارد. بنای دیواری از ”بتن صحرا“است.که مخلوطی از تکه سنگ های صخره ای وسیمان در شبکه چوبی.

clip_image031clip_image033

clip_image035

کلیسای کالج لیک لند؛ ۱۹۴۰ – سقفهای شیب دار کوشش اورا برای رهای شدن از معماری جعبه ای میرساند. فرمها نظیر بازی فروبل می مانند.

clip_image037

موزه گوگنهایم ؛نیویورک؛۱۹۵۹ –دراینجا تمام فضا از یک رمپ دو طبقه زیبا ومارپیچ که با ملایمت بطرف یک گنبد شیشه ای مدور بالا می رود.تشکیل یافته است. نور از این گنبد شیشه ای بداخل می تابد. در همه جا جزییا ت در هماهنگی با این واژه مدور قراردارند :میزها؛چراغها؛گلدانهای آویزان ؛صندلی ها وقا ب هایی که نور را از نورگیرسقف می گیرند.همگی گرد هستند.

clip_image039

clip_image041

خانه کوفمان(خانه روی آبشار)

خانه آبشار مهمترین خانه ی شخصی طراحی شده توسط فرانک لوید رایت استکه در سال ۱۹۳۷در بیرران در نزدیکی پنسیلوانیا برای "جی.ادگارد کافمن" ، تاجر ثروتمند پیتسبورگی، ساخته شده و در سال ۱۹۶۲ به (سازمان حفاظت از جنگل و منابع طبیعی پنسیلوانیا ی غربی)اهدا گردید.در میان خانه های طراحی شده توسط"فرانک لوید رایت"، تنها خانه ی آبشار است که تغییر نیافته و حتی هنوز اثاثیه ی اصلی آن حفظ شده است.

این بنا بسیار خوب بیانگر عقیده ی رایت،مبنی بر"یک ساختمان بایدجزیی از طبیعتی باشد که در آن واقع شده است"می باشد. این بنای ترکیب شده با منظره ای بی نظیرو شکل یافته از عناصر ساده ای همچون سنگ های طبیعت اطراف ،بتون ،شیشه و فولاد به طرزی باور نکردنی با محیط خود همخوان شده است .خانه آبشار مصداق بسیار خوب این گفته ی رایت است که"هیچ کس زیبایی خاص یک سایت و موقعیت ساخت بنارا تا موقعی که من بنایی آنجا نسازم درک نمی کند" اگرچه در نگاه اول،صفحات عریض بتونی خانه با طبیعت و درختان اطراف، بیگانه به نظر می رسد ؛ ولی با نگاه و توجهی هوشمندانه می توان به انتظام بین خانه و طبیعت که نتیجه ی خلاقیت هنرمندانه ی رایت است، پی پرد.خانه بر روی آبشار معلق بوده و آب از کنار دیوارهای سنگی آن به پایین می ریزد و خانه که به طرز ماهرانه ای بر روی صخره ی آبشارقرار گرفته ،چنان با طبیعت اطراف عجین شده که گویی جزیی از صخره بوده و به صورت ارگانیک،در طول سالیان دراز بوجود آمده است.

آنچه در خانه آبشار مفهوم ارگانیک را از مستدل بودن هر جزء یا فرم آن فراتر می برد، نخست پیوستگی طبیعی تمام اجزای آن است و سپس آمیختن آنها با مظاهر طبیعت که این خانه به راستی جزئی از آن شده است. وجود آبشاری روان در دل این ساختمان نه تنها آن را شگفت انگیز و تماشایی می کند، بلکه آن را جزئی از طبیعتی می کند که این ساختمان در میان آن بنا شده است. پاره ای از منتقدان این پرسش را مطرح ساخته اند که آیا آبشار از درون خانه نیز به دید می آید یا خیر؟ جواب این پرسش البته منفی است. اما معماری تا چه اندازه فقط باید در خدمت گروهی خاص و مقصودی معین باشد؟ به معماری باید به عنوان جزئی از محییط نگریست و از این لحاظ، این اثر رایت با توجه به مقصودی که بر معماری مرتبت است پاسخی بس موفقیت آمیز یافته است. اما تازه همین برون ساختمان، همین ارگانیک بودن آن، به درون ساختمان نیز تنوعی دلپذیر داده است. به جای حجمهای واضح و یکنواخت و ملال انگیز، هر گوشه درون این ساختمان داستانی جالب توجه دارد اگر چه آبشار از درون خانه دیده نمی شود، همین شکفتگی از درون که روح و معنای ارگانیک است این داستانهای جالب را پدید آورده است. ونتوری که موضوع تضاد و پیچیدگی را در معماری مطرح می سازد، بی آنکه سخنی از این اثر برجسته رایت به میان آورد، او را ساده گرا و معماریش را معماری روستایی معرفی می کند، اما خود ونتوری چه از نظر تضاد و پیچیدگی و چه از هیچ نظر دیگر در معماری نتوانسه حتی اندکی به آثار رایت نزدیک شود، و این از پاره ای جهات و در موارد متعدد از مشکلات بزرگ معمارانی است که چون ونتوری خود را از قید و بندهای مدرن رسته می بینند. بت شکنی آنها ممکن است و می تواند موجه باشد، اما در سرودن شعرِ آزادی که جانشین این تقید شود موفق نبوده اند.

آنچه از کیفیت ارگانیک معماری رایت بر می خیزد و به ویژه در خانه آبشار وی مجسم است و برای ما حائز اهمیت بسیار، تندیس گونه بودن آن است. اگر به تعبیر تندیس گری را ترکیب حجمها و بازی فضاهای پر و خالی تعریف کنیم ، خانه آبشار به راستی تندیسی است که در فضا قد بر می افرازد، تندیسی که یکسره ساخته و پرداخته آدمی نیست، بلکه حاصل ترکیب حجمها و فضاهای طبیعی است که به صورت تخته سنگهای خشن و دست نخورده در این ترکیب جلوه گر می شود و نیز حجمهای تراشیده از بتن که صاف و صیقل خورده به نظر می رسند و بخش دیگری از ترکیب را به پدید می آورند. دو دیوار عمودی سنگی(از سنگهای طبیعی تراش خورده و بر هم نهاده شده) در واقع پیوند(rapport) این ترکیب را به وجود می آورند و مظاهر طبیعی ترکیب(سنگهای نخراشیده)و مظاهر ساخته و پرداخته آدمی(حجمها صاف بتنی) را به یکدیگر متصل می سازد . اهمیت این کیفیت تندیسگونه برای ما در این است که همین کیفیت که مدتی در معماری مدرن و از جمله به سبب سبک جهانی به فراموشی سپرده شده بود، دوباره در دهه شصت( و شاید اندکی زودتر، اگر رونشان لوکوربوزیه را ملاک قرار دهیم) از خواب زمستانی خود سر برداشت و در معماری تجلی کرد و اکنون، البته به گونه ای دیگر و به تعابیری متنوعتر، در آثار معماری معاصر ما متجلی است.
یکی از مظاهر مدرن و اندیشه های تازهای که در ذهن بسیاری از روشنفکران و صاحبنظران و از جمله رایت را هنگامی که وی به کار آغاز کرد به خود خوانده بود، مظاهر مدرن که البته جنبه های گوناگون داشت و دارد. در پذیرفتن و به کار گرفتن پاره ای از این مظاهر، رایت تا اندازه ای محتاط بود. به عنوان مثال وی تا سالیان دراز بتن مسلح و پولاد را که مواد ساختمانی جدید و مورد استفاده در معماری مدرن بودند به کار نگرفت و در ساختمانهای مسکونی ترجیح داد تا از چوب استفاده کنند که در روزگار وی، مانند حال حاضر، بتن و فولاد ساخت تقریبا نود درصد ساختمانهای مسکونی ایالات متحد را بوجود می آورد. به طور کلی رایت نسبت به تمدن ماشینی که بیش از هر جا در ایالات متحد در حال توسعه بود چندان خوش بین نبود. وی زندگی مدرن و اجتماع در شهرهای پر جمعیت را مذموم و برای زندگی آدمی خطر ناک می داند.
درپلانهای خانه رایت نیز فضاهایی نسبتا کوچک و گاه تنگ و تاریک معماری قدیمی جای خود را به فضاهای یکسره پیوسته ای می دهد که معمولاً شومینه ای با آجرهای کم ارتفاع یا سنگهای طبیعی نخراشیده در آنها نقطه تاکیدی پدید می آورد یا به آنها کانون و مرکزی می بخشد. در استفاده آشکار از مصالح ساختمانی مانند آجر، سنگ و چوب نیز گرایشهای مدرن در معماری رایت مشهود است.

clip_image043 clip_image045

پلانهای خانه رایت آزادی پلان لیبر(نقشه آزاد) لوکوربوزیه و فضاهای یونیورسال میس ون را ندارد و کوتاهی سقف آنها با دالهای گسترده ای که از لبه بام فراتر می رود و ورود نور را به فضای داخلی خانه محدود می کند باعث تاریکی می شود، ولی چندان که مذکور افتاد این نقشه ها نسبت به نقشه های معماریهای قدیمی تر از پیوستگی، یکپارچگی و آزادی بیشتر برخوردارند، و این یکپارچگی و آزادی همانند کاربرد آشکار مصالح باید جملگی به گرایشهای مدرن این معمار مربوط دانست.
علی رغم همه این گرایشهای بسیار آشکار به مدرنیسم در آثار رایت، و از آن بالاتر قدرت و جسارتی که وی در اعتلا و پیشبرد این گرایشها از خود نشان داده است، منبع دیگری نیز برای معماری او متصور است و آن پاره ای تاثیرات قدیمی، به ویژه در ترکیب حجمهاست که اصل آنها از قرن نوزدهم و احتمالاً پیشتر است. گیدیون که در ستایش رایت اندکی فرو گذار نمی کند، بحث خود را درباره وی چنین آغاز می کند: ((از میان تمام معمارانی که کارشان به قرن نوزدهم باز می گردد، بی تردید رایت نابغه ای بود… اثرات قرن نوزدهم هنوز در آثار رایت باقی بود، اما وی به تنهایی بی آنکه نقاشان و مجسمه سازان معاصر وی او را یاری کرده باشند تصویری نو در معماری آفرید)).
کار رایت معمار تنها ساختن نیست، بلکه مانند تندیسگر شکل دادن و یا همانند حجار تراشیدن و بازی با احجام در فضا است. چنین روش هنرمندانه ای در خلق آثار معماری مستقلا و بالنفسه نیازی به تکنولوژی یا تکنولوزی پیشرفته ندارد و وسایل قرن نوزده نیز برای آن کافی است. البته رایت خود به تکنولوژی قرن نوزدهم بسنده نکرد و به کارگیری بتن مسلح در هر دو اثر رایت که یعنی خانه آبشار و موزه معروف گوگنهایم، پیشگامنه و جسورانه است.

موارد طراحی و اجرائی که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان در هشت مورد ذیل خلاصه نمود:

- حداقل دخالت در معماری طبیعی

clip_image047

- تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشند.

clip_image049

clip_image051

تلفیق حجم ساختمان با سایت

clip_image053

- ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی

clip_image055

- تلفیق فضای داخل با خارج

clip_image057

- نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه اتاق

clip_image059

- استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا

clip_image061

- نمایش مصالح به همان گونه که هست، چه سنگ باشد چه چوب و یا آجر

       
clip_image064clip_image065
 

- استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا

clip_image067

مقایسه ویلا ساوا و خانه آبشار

در تاریخ معماری ۲ ویلا هستند که جزه سرآمدان و مشهور ترین نمونه های کاری در تاریخ معماری مدرن هستند پس از ساختن ویلاهایی از جنس ویلاهای پلادیویی که متاسفانه هنوز ما داریم از همین نوع ویلاها در شمال کشورمان می سازیم در تاریخ معماری مدرن ۲ ویلای شاخص هستند که در واقع باید این دو ویلا را نقطه تمایز و برتری تاریخ معماری مدرن از گذشته خود دانست ویلاهایی که نگرشهایی از جامعه آن روز خود را در لایه های پسین خود دارند و به شدت گرزیان از دیروز خود بودند و کاملا استوار با نگاهی رو به آینده در شرایط اجتماعی تولدشان در سر تاسر جهان از مدارس معماری مترقی در کشورهای تراز اول تا مدارس معماری در کشورهای در حال توسعه دانشجویان معماری بی آنکه خود بدانند جشن می گیرند .
این دو ویلای تا ثیر گذار عبارتند از :
ویلا ساوای به قول چارلزجنکس کار دست نیافتنی کوربوزیه

clip_image069

ویلای کافمن( آبشار ) – کار فرانک لوید رایت

clip_image071

هر دوی این ویلاها متعلق به معماری مدرن هستند و اولی در فرانسه متولد شد و دومی در ایالات متحده اولی در لایه های خود اندیشه های مغرورانه و مغرضانه ای را داشت و دومی اندیشه هایی کارکردی و متواضعانه و خالص اولی خود را انتزاعی و جدا از طبیعت و دومی خود را جزئی از طبیعت می پنداشت .از نقطه نظر فرم در تاریخ معماری و ار تباط زمین و زمین مدار بودن آن می توان ۳ دسته را برشمرد فرم قرار گرفته بر روی زمی فرمقرارگرفته در بالای زمین فرم بر آمده از زمین – form from ground مسئله فرم روی زمین به معماری کلایسک باز میگردد و مسئله فرم بر بالای زمین را میتوان در موضوع مورد بحث امروز ما در ویلای ساوای آقای لوکوربوزیه را نقطه آغاز بر این رویه و نگرش دانست و حالت سوم فرم بر آمده از زمین ; پیتر آیزنمن را باید نقطه آغاز این نگاه دانست .
خوب با پرداختن اجمالی به این دو پروزه ما اصلا قصد نقد این دو پروزه را باهم نداشتیم ولی این طور مینمایاند که این موضوع می تواند موضوعی جذاب باشد تا این دو ویلا را باهم مقایسه نمود البته نباید زمان و جامعه ای که این دو پروزه مطرح می شود را فراموش کرد
داستانی که شاید کمتر در رابطه با خانه کافمن آقای رایت مطرح شده است بر می گرد به مقاله جنجالی فرانک لوید رایت در سال ۱۹۴۶ در مجله آرشیتکچرال فروم در مورد مشکلاتی که او با مهندسان سازه شرکت فولاد امریکا در باره محکوم کردن طرح سازه خانه آبشار وی داشت . نوشت " من این جعبه را دوست خواهم داشت این نامه را در زیر پایه ساختمان هنگامی که ساخته می شود بگذار تا پس از دو هزار سال هنگامی که مردم ببینند این خانه هنوز پا برجاست بیاموزند که این مهندسان چقدر کم خردند "
مهندس سازه زاروسلاو جوزف با ارسال یک نامه جسورانه به مقاله رایت این گونه پاسخ داد
" من شما را بعنوان یک مهندس برجسته تحسین می کنم هر چند که شما اشاره کردید این مهندسان بسیار کم خرد هستند ممکن است حق با شما باشد چرا که مهندسان در شیوه های طراحی خود به ندرت از قوانین جاودانی طبیعت استفاده میکنند … بیشتر مهندسان فقط تیر و ستون را می شناسند و هر انحرافی از اصول مورد استفاده و چار چوبهای ذهنی بعنوان امری غیر طبیعی یا نوعی دیوانگی و یا خطر تلقی می شود "


برچسب ها: مفهوم ارگانیک _ فرانک لوئید رایت_مفهوم رمانتیک،

تاریخ : چهارشنبه 19 آبان 1389 | 08:30 ب.ظ | نویسنده : امیرعلی مهدی کورش حذرخانی | نظرات

  • هاست
  • آپ رنگ
  • کارت شارژ همراه اول