تبلیغات
معمار کوچک ایپک ایران صنعتی - خانه کوفمان(خانه روی آبشار)

خانه آبشار مهمترین خانه ی شخصی طراحی شده توسط فرانک لوید رایت استکه در سال ۱۹۳۷در بیرران در نزدیکی پنسیلوانیا برای "جی.ادگارد کافمن" ، تاجر ثروتمند پیتسبورگی، ساخته شده و در سال ۱۹۶۲ به (سازمان حفاظت از جنگل و منابع طبیعی پنسیلوانیا ی غربی)اهدا گردید.در میان خانه های طراحی شده توسط"فرانک لوید رایت"، تنها خانه ی آبشار است که تغییر نیافته و حتی هنوز اثاثیه ی اصلی آن حفظ شده است.

clip_image055

این بنا بسیار خوب بیانگر عقیده ی رایت،مبنی بر"یک ساختمان بایدجزیی از طبیعتی باشد که در آن واقع شده است"می باشد. این بنای ترکیب شده با منظره ای بی نظیرو شکل یافته از عناصر ساده ای همچون سنگ های طبیعت اطراف ،بتون ،شیشه و فولاد به طرزی باور نکردنی با محیط خود همخوان شده است .خانه آبشار مصداق بسیار خوب این گفته ی رایت است که"هیچ کس زیبایی خاص یک سایت و موقعیت ساخت بنارا تا موقعی که من بنایی آنجا نسازم درک نمی کند" اگرچه در نگاه اول،صفحات عریض بتونی خانه با طبیعت و درختان اطراف، بیگانه به نظر می رسد ؛ ولی با نگاه و توجهی هوشمندانه می توان به انتظام بین خانه و طبیعت که نتیجه ی خلاقیت هنرمندانه ی رایت است، پی پرد.خانه بر روی آبشار معلق بوده و آب از کنار دیوارهای سنگی آن به پایین می ریزد و خانه که به طرز ماهرانه ای بر روی صخره ی آبشارقرار گرفته ،چنان با طبیعت اطراف عجین شده که گویی جزیی از صخره بوده و به صورت ارگانیک،در طول سالیان دراز بوجود آمده است.

آنچه در خانه آبشار مفهوم ارگانیک را از مستدل بودن هر جزء یا فرم آن فراتر می برد، نخست پیوستگی طبیعی تمام اجزای آن است و سپس آمیختن آنها با مظاهر طبیعت که این خانه به راستی جزئی از آن شده است. وجود آبشاری روان در دل این ساختمان نه تنها آن را شگفت انگیز و تماشایی می کند، بلکه آن را جزئی از طبیعتی می کند که این ساختمان در میان آن بنا شده است. پاره ای از منتقدان این پرسش را مطرح ساخته اند که آیا آبشار از درون خانه نیز به دید می آید یا خیر؟ جواب این پرسش البته منفی است. اما معماری تا چه اندازه فقط باید در خدمت گروهی خاص و مقصودی معین باشد؟ به معماری باید به عنوان جزئی از محییط نگریست و از این لحاظ، این اثر رایت با توجه به مقصودی که بر معماری مرتبت است پاسخی بس موفقیت آمیز یافته است. اما تازه همین برون ساختمان، همین ارگانیک بودن آن، به درون ساختمان نیز تنوعی دلپذیر داده است. به جای حجمهای واضح و یکنواخت و ملال انگیز، هر گوشه درون این ساختمان داستانی جالب توجه دارد اگر چه آبشار از درون خانه دیده نمی شود، همین شکفتگی از درون که روح و معنای ارگانیک است این داستانهای جالب را پدید آورده است. ونتوری که موضوع تضاد و پیچیدگی را در معماری مطرح می سازد، بی آنکه سخنی از این اثر برجسته رایت به میان آورد، او را ساده گرا و معماریش را معماری روستایی معرفی می کند، اما خود ونتوری چه از نظر تضاد و پیچیدگی و چه از هیچ نظر دیگر در معماری نتوانسه حتی اندکی به آثار رایت نزدیک شود، و این از پاره ای جهات و در موارد متعدد از مشکلات بزرگ معمارانی است که چون ونتوری خود را از قید و بندهای مدرن رسته می بینند. بت شکنی آنها ممکن است و می تواند موجه باشد، اما در سرودن شعرِ آزادی که جانشین این تقید شود موفق نبوده اند.

آنچه از کیفیت ارگانیک معماری رایت بر می خیزد و به ویژه در خانه آبشار وی مجسم است و برای ما حائز اهمیت بسیار، تندیس گونه بودن آن است. اگر به تعبیر تندیس گری را ترکیب حجمها و بازی فضاهای پر و خالی تعریف کنیم ، خانه آبشار به راستی تندیسی است که در فضا قد بر می افرازد، تندیسی که یکسره ساخته و پرداخته آدمی نیست، بلکه حاصل ترکیب حجمها و فضاهای طبیعی است که به صورت تخته سنگهای خشن و دست نخورده در این ترکیب جلوه گر می شود و نیز حجمهای تراشیده از بتن که صاف و صیقل خورده به نظر می رسند و بخش دیگری از ترکیب را به پدید می آورند. دو دیوار عمودی سنگی(از سنگهای طبیعی تراش خورده و بر هم نهاده شده) در واقع پیوند(rapport) این ترکیب را به وجود می آورند و مظاهر طبیعی ترکیب(سنگهای نخراشیده)و مظاهر ساخته و پرداخته آدمی(حجمها صاف بتنی) را به یکدیگر متصل می سازد . اهمیت این کیفیت تندیسگونه برای ما در این است که همین کیفیت که مدتی در معماری مدرن و از جمله به سبب سبک جهانی به فراموشی سپرده شده بود، دوباره در دهه شصت( و شاید اندکی زودتر، اگر رونشان لوکوربوزیه را ملاک قرار دهیم) از خواب زمستانی خود سر برداشت و در معماری تجلی کرد و اکنون، البته به گونه ای دیگر و به تعابیری متنوعتر، در آثار معماری معاصر ما متجلی است.
یکی از مظاهر مدرن و اندیشه های تازهای که در ذهن بسیاری از روشنفکران و صاحبنظران و از جمله رایت را هنگامی که وی به کار آغاز کرد به خود خوانده بود، مظاهر مدرن که البته جنبه های گوناگون داشت و دارد. در پذیرفتن و به کار گرفتن پاره ای از این مظاهر، رایت تا اندازه ای محتاط بود. به عنوان مثال وی تا سالیان دراز بتن مسلح و پولاد را که مواد ساختمانی جدید و مورد استفاده در معماری مدرن بودند به کار نگرفت و در ساختمانهای مسکونی ترجیح داد تا از چوب استفاده کنند که در روزگار وی، مانند حال حاضر، بتن و فولاد ساخت تقریبا نود درصد ساختمانهای مسکونی ایالات متحد را بوجود می آورد. به طور کلی رایت نسبت به تمدن ماشینی که بیش از هر جا در ایالات متحد در حال توسعه بود چندان خوش بین نبود. وی زندگی مدرن و اجتماع در شهرهای پر جمعیت را مذموم و برای زندگی آدمی خطر ناک می داند.
درپلانهای خانه رایت نیز فضاهایی نسبتا کوچک و گاه تنگ و تاریک معماری قدیمی جای خود را به فضاهای یکسره پیوسته ای می دهد که معمولاً شومینه ای با آجرهای کم ارتفاع یا سنگهای طبیعی نخراشیده در آنها نقطه تاکیدی پدید می آورد یا به آنها کانون و مرکزی می بخشد. در استفاده آشکار از مصالح ساختمانی مانند آجر، سنگ و چوب نیز گرایشهای مدرن در معماری رایت مشهود است.

clip_image043 clip_image045

پلانهای خانه رایت آزادی پلان لیبر(نقشه آزاد) لوکوربوزیه و فضاهای یونیورسال میس ون را ندارد و کوتاهی سقف آنها با دالهای گسترده ای که از لبه بام فراتر می رود و ورود نور را به فضای داخلی خانه محدود می کند باعث تاریکی می شود، ولی چندان که مذکور افتاد این نقشه ها نسبت به نقشه های معماریهای قدیمی تر از پیوستگی، یکپارچگی و آزادی بیشتر برخوردارند، و این یکپارچگی و آزادی همانند کاربرد آشکار مصالح باید جملگی به گرایشهای مدرن این معمار مربوط دانست.
علی رغم همه این گرایشهای بسیار آشکار به مدرنیسم در آثار رایت، و از آن بالاتر قدرت و جسارتی که وی در اعتلا و پیشبرد این گرایشها از خود نشان داده است، منبع دیگری نیز برای معماری او متصور است و آن پاره ای تاثیرات قدیمی، به ویژه در ترکیب حجمهاست که اصل آنها از قرن نوزدهم و احتمالاً پیشتر است. گیدیون که در ستایش رایت اندکی فرو گذار نمی کند، بحث خود را درباره وی چنین آغاز می کند: ((از میان تمام معمارانی که کارشان به قرن نوزدهم باز می گردد، بی تردید رایت نابغه ای بود… اثرات قرن نوزدهم هنوز در آثار رایت باقی بود، اما وی به تنهایی بی آنکه نقاشان و مجسمه سازان معاصر وی او را یاری کرده باشند تصویری نو در معماری آفرید)).
کار رایت معمار تنها ساختن نیست، بلکه مانند تندیسگر شکل دادن و یا همانند حجار تراشیدن و بازی با احجام در فضا است. چنین روش هنرمندانه ای در خلق آثار معماری مستقلا و بالنفسه نیازی به تکنولوژی یا تکنولوزی پیشرفته ندارد و وسایل قرن نوزده نیز برای آن کافی است. البته رایت خود به تکنولوژی قرن نوزدهم بسنده نکرد و به کارگیری بتن مسلح در هر دو اثر رایت که یعنی خانه آبشار و موزه معروف گوگنهایم، پیشگامنه و جسورانه است.

موارد طراحی و اجرائی که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان در هشت مورد ذیل خلاصه نمود:

- حداقل دخالت در معماری طبیعی

clip_image047

- تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشند.

clip_image049

clip_image051

تلفیق حجم ساختمان با سایت

clip_image053

- ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی

clip_image055

- تلفیق فضای داخل با خارج

clip_image057

- نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه اتاق

clip_image059

- استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا

clip_image061

- نمایش مصالح به همان گونه که هست، چه سنگ باشد چه چوب و یا آجر

       
clip_image064clip_image065  

- استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا

clip_image067


برچسب ها: خانه کوفمان(خانه روی آبشار)، خانه آبشار مفهوم ارگانیک، رونشان لوکوربوزیه، فرانك لوئد رایت،

تاریخ : شنبه 13 شهریور 1389 | 01:32 ب.ظ | نویسنده : امیرعلی مهدی کورش حذرخانی | نظرات

  • هاست
  • آپ رنگ
  • کارت شارژ همراه اول